سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
مقدمه 17
تاريخ ايران ( فارسى )
خوانندگان از مطالعهء فصل اول كتاب حاضر و غور در مطالب و مندرجات آن راجع به روش نگارشى كه گفتيم زمينهء روشنى بدست آورده بقيهء كتاب را مىتوانند به آن مقايسه كنند . چه اينكه مؤلف حالات يك عده از خلفاى عباسى كه از شخصيتهاى برجستهء آن خاندان محسوبند و نيز حوادث و واقعات عصر آنها را كه هريك دفتر ضخيمى ميشوند با همان روشى كه در فوق ذكر شد موجز و مفيد و در يكى چند صفحه نقل كرده است ، ليكن موضوع تطور منطقى يا انقلاب ادبى عصر مأمون را كه يك موضوع مهم تاريخى و مكمل عصر طلائى اسلام بشمار مىآيد شرح و بسط داده مطالب و نكاتى ذكر نموده كه بسيار دقيق و عالى و درعينحال دلچسب و شيرين ميباشند . در اينجا او در خاتمهء بيانات راجعهء به اسفار اكتشافى مسلمانان شرحى نگاشته كه ما يك قسمت آن را كه حاكى از وسعت نظر و آزادى قلم نويسنده است براى جلب نظر خوانندگان ذيلا نقل ميكنيم : « اروپائيانى كه شرق را از روى جهالت به حقارت نگاه مىكنند خوبست شرقى و پيشرفتى را كه در هريك از رشتههاى علم و ادب و نيز صنايع و فنون كه در آن قرن در ميان مسلمانان وجود داشته است با ظلمت جهل و نادانى كه سراسر اروپا را فراگرفته بود مقايسه كنند و بايد گفت كه شرق در تمام شعبههاى فعاليت عقلانى بر غرب گرفتار تاريكى جهالت بطور غير قابل مقايسهاى تفوق و برترى داشته است و اين جهالت و نادانى حقيقة تا مدت پانصد سال دوام داشت و تا سدهء دوازدهم دنياى مسيحيت نتوانست طوق تقليد شرق را از گردن دور بيفكند » . ديگر از خصوصيات يا تازگيهاى كتاب مباحث ادبى ، فنى و بالاخره اجتماعى كتاب است و شرح اين اجمال آنكه مؤلف در فصل 54 تحت عنوان ادبيات ايران پيش از حملهء مغول از سخنوران و نويسندگان و نيز حكما و فلاسفه و در فصل 61 در ادبيات و معمارى در عصر استيلاى مغول از تاريخنويسان و سخنوران ، عرفا و متصّوفه و نيز ابنيه و آثار تاريخى و در فصل 65 تحت عنوان معمارى و صنعت و هنر در دورهء صفويه از تمام شاهكارهاى معمارى عصر مزبور و نيز از صنعت كاشى و كاشىكارى ، ظروف ، قالى ، نقاشى و فلزكارى با قلم آزاد و بيطرفانه و درعينحال محققانه مفصل و مشروح بحث نموده و داد سخن داده است و مخصوصا در صنعت قالى بياناتش تازه و متين و در عين